محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4111
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و سغديان به تعرض آمدند كه پيش از آنكه به جنيد برسد راه او را ببرند ، عامر وارد باغى استوار شد و از شكاف ديوار با آنها نبرد كرد ، ورد بن زياد نيز با وى بود ، يكى از دشمنان تيرى بزد كه به بينى وى رسيد و از دو سوراخ بينى گذاشت ، عامر بن مالك به دو گفت : « اى ابو زاهريه گويى مرغك قوقو زن شده اى . » گويد : يكى از بزرگان ترك در نبرد شكاف كشته شد . گويد : خاقان بر تپه اى بود كه پشت آن بيشه زارى بود ، عاصم بن عمير سمرقندى با و اصل بن عمرو قيسى و خادمان خويش برفت و دور زدند تا پشت آن آب رسيدند و مقدارى چوب و نى و هر چه به دست آوردند به هم پيوستند و سنگچينى ساختند و بر آن گذشتند و ناگهان خاقان تكبيرشان را شنيد . گويد : و اصل و خادمانش به دشمنان حمله بردند و با آنها نبرد كردند يك يابو زير پاى و اصل كشته شد . خاقان و يارانش هزيمت شدند و عامر بن مالك از باغ در آمد و سوى جنيد رفت كه هفت هزار كس همراه داشت ، به دو رسيد و با وى بيامد . عمارة بن حريم بر مقدمهء جنيد بود و چون به دو فرسخى بيكند رسيد سپاه ترك به مقابلهء وى آمد كه با آنها به نبرد پرداخت و نزديك بود جنيد با همه كسانى كه همراه وى بودند هلاك شوند . سپس خداى او را غلبه داد و برفت تا به اردوگاه رسيد . گويد : جنيد ظفر يافت و تركان را بكشت ، خاقان به مقابلهء وى آمد و نرسيده به زرمان از ولايت سمرقند مقابل شدند . قطن بن قتيبه سالار عقبداران جنيد بود و با مردم بخارا آنجا رسيد كه قاسم ، شاه چاچ در آنجا جاى گرفته بود . در اين نبرد جنيد از جملهء تركان برادرزادهء خاقان را اسير گرفت و پيش جانشين خويش فرستاد . گويد : و چنان بود كه جنيد در اين غزا مجشر بن مزاحم را در مرو جانشين خويش كرده بود و سورة بن ابى الحر را كه از مردم بنى ابان بن دارم بود ولايتدار